[caption id="attachment_3039" align="aligncenter" width="671"] جدیدترین متدهای تندخوانی[/caption]
در اینجا جدیدترین متدهای تندخوانی را تقدیم شما عزیزان خواهیم کرد، 6 تکنیک جدی تند خوانی که می توانید از آن ها برای هر موضوعی استفاده کنید.
متاسفانه تمرکز بر روی محتوا و اصرار بر روی فهم آن، یکی از مواردی است که مانع از تندخوانی می شوند. بدون داشتن فهرستی از متدهای به روز در مورد تندخوانی، دانش اموزان قادر به خواندن مطالب به درستی نیستند. معلمان باید کاملا آگاهی داشته باشند که آنها ارائه دهنهد ی اطلاعات نیستند، بلکه باید متدهایی را به دانش آموزان یاد بدهند که بتوانند مهارت های خواندن و مطالعه را یاد بگیرند. نکران نباشید ما در اینحا این ایده ها و تکنیک ها را به شما ارائه خواهیم داد.
[caption id="attachment_3071" align="aligncenter" width="727"] جدیدترین متدهای تندخوانی[/caption]
به دانش آموزان و دانشجویا خود یاد بدهید که حاشیه نویسی کنند. این کار از برجسته سازی بسیار بهتر است و به آن ها کمک می کند تا بتوانند درک درستی از مطلب داشته باشند، این حاشیه نویسی ها می تواند شامل موارد زیر باشد:
تعریف کلمات جدید
سوال پرسیدن
کدنویسی کلمات و مضامین تکراری
ایجاد ارتباط شخصی با متن
ذکر عناوین و وقایع کنونی
خلاصه کردن متن و پاراگراف
بخش بندی کردن متن
دسته بندی کردن اطلاعات
کدگذاری و شماره گذاری
رسم شکل
این لیست ها تمام ناشدنی هستند، نکته این جاست که دانش آموزان هنگام مواجه شدن با یک متن روند خاص و تکراری خود را پیش می گیرند. اما از یاد دادن حاشیه نویسی و یا تکینکی های مشابه ابایی نداشته باشیداین کارها به تمرکز بیشتر آن ها بر روی متن کمک کرده و و خواهند فهمید که کدام متد برای درک مطلب آن ها بیشتر کارساز است.
[caption id="attachment_3070" align="aligncenter" width="734"] جدیدترین متدهای تندخوانی[/caption]
گرچه خواندن و مطالعه بر عهده ذهن است، اما ترکیب کردن احساسات، تقویت کننده های بیشتری را برای دانش آموزانی که در حال رشد دادن به مهارت های خواندن خود هستند، فراهم می کند. با صدای بلند سؤال پرسیدن در مورد متنی که در حال خواندن آن هستید، می تواند به برای دانش آموزان بسیار مفید فایده باشد.
اما متأسفانه بسیاری از دانش آموزان سؤال پرسیدن و مقدار و کیفیت آن را بلد نیستند و معمان باید این امر را به آنان آموزش دهند. می توانید این کار را بر روی یک متن و با نشان دادن روی پروژکتور انجام دهید، و این تمرین و آموزش را برای شاگردان بصری کنید؛ البته به شاگردان خود بیاموزید که با استفاده از مداد و یا نشان گر متن ها را مطالعه کنند تا تمرکز آن ها بیشتر شود.
به دانش آموزان خود یاد دهید که هدف گذاری داشته باشند، گرچه در ابتدای هر کتابی اهداف درس بیان شده است اما متاسفانه دانش آموزان به شخصه قادر به ارزیابی اهداف نیستند و نمی توانند برای خود هدفی را تنظیم کنند. بهتر است در ابتدای سال از آن ها بخواهید که به نظر خودشان در چه چیزهایی موفقیت داشته اند و چه مهارت ها و استعدادهایی را دازند، عادات مطالعه خود را بنویسند و در واقع بیوگرافی کاملی از خود و دستاوردها و شکست های خود به شما به صورت متن ارائه دهند.
هر چه طول متن کوتاه ت باشد، نیاز به تمرکز کمتر و در نتیجه فهم آن آسان تر است. این کار باعث می شود اعتماد به نفس دانش آموزان بالاتر رفته و بهتر مطالب را بفهمند.
خواندن بیشتر، فهم بهتر
هر چه بشتر به دانش آموزان زمان و فرصت خواندن و مطالعه داده شود، بهتر می توانند مطالب را به خاطر بسپارند و مهارت خواندن آن ها بهتر و گسترده تر می شود. می توانند فهم بهتری از متن داشته باشند و مهارت شان بیشتر شود. بهتر است این مطالعه به صورت آزاد و به جز کتب درسی باشد، مثلا خواندن مجلات و کتب داستانی و یا موضوعات مورد علاقه آنان که می تواند به آن ها انگیزه خواندن بیشتر دهد.
دانش آموزان باید بتوانند مهارت های خود را ارزیابی کنند؛ چه به صورت رسمی و چه غیر رسمی، چه به طور خلاصه وار و چه تشریفاتی و مفصل به معرض نمایش بگذارند. سؤال هایی در رابطه با درک مطلب و یادآوری می تواند روش خوبی برای ارزیابی باشد. اما بهتر است دانش آموزان را به سؤالاتی مانند چگونه و چرا سوق دهید تا درک کاملی از متن و محتوا داشته باشند. از فعالیت هایی بهره ببرید که بتوانید محتوا را عمیقا متوجه شوند مانند:
انجام دادن مباحث و مناظره های سقراطی
نوشتن مقاله رسمی
نوشتن یک یادداشت برای کاراکتر
ارائه یک گفتگوی کوتاه تخیلی بین دو شی یا دو نفر
ساختن یک نقشه ذهنی و یا اینفوگرافی
ممکن است برخی معلم ها، مهارت ها را د کلاس خود با هم ترکیب کرده باشن؛ اما بهتر است به همه اجازه مشارکت در بحث ها و مناظرات کلاسی داده شود تا همگی بتوانند این مهارت ها را به طور جامع در خود تقویت کنند اما به طور حیرت انگیری مشاهده خواهید کرد که افرادی که بیشتر خواندن را تمرین کرده اند مهارت بیشتری در این زمینه دارند.
مهارت ریدینگ (reading)، یکی از سخت ترین بخش های آیلتس است که بسیاری از افرادی که تجربه این آزمون را داشته اند می توانند به خوبی منظور بنده را متوجه شوند، اما خبر خوش اینکه تنها با یادگیری چند تکنیک اصلی ریدینگ می توانید به راحتی این بخش از آزمون را با موفقیت پشت سر بگذارید. پس با ما و مقاله های استاد مرتضی جاوید همراه باشید تا بتوانید در آزمون های خود از هر نوعی که هست موفق تر عمل کنید. این مقاله در رابطه چگونه در ریدینگ آیلتس موفق شویم؟ آورده شده است، ادامه مقاله را در پایین بخوانید.
خواندن مهارتی است که ما را قادر به انتقال و دریافت اطلاعات،خواندن نشانه های نوشتاری، شناسایی آنها، درک و دریافت معنای متون، توانایی تدریس تلفظ و گرفتن اطلاعات از متون نوشته شده می کند. خواندن یک فعالیت پیچیده است که هم تفکر و هم ادراک را در برمی گیرد. خواندن شامل دو فرآیند مرتبط به هم است :
شناسایی کلمات
درک و فهم
شناسایی کلمات: به درک فرایند سمبل های نوشتاری مرتبط، ارتباط دارد.
درک: شامل فرایند ایجاد حس، جملات و متون مرتبط است.
خوانندگان به طور معمول از دانش پیش زمینه، واژگان، دانش گرامری، تجربه با متن و سایر راهبردها استفاده می کنند تا به آنها در درک متون نوشتاری کمک کند. متدها و روش های مختلفی برای خواندنم و توسعه مهارت های خواندن وجود دارند.
مثلا تکنیک skimming : تنها یک نگاه گذرا به متن می اندازید تا انتظارات و کلیت متن را دریافت کنید.
تکنیک scannig : برای درک اطلاعات خاص متن است.
مرحله آخر خواندن : خواندن کل متن و اطلاعات دقیق آن مانند اطلاعات و جزئیات ریزتر است.
تکینیک skimming ابتدایی ترین مرحله خواندن است. هدف از آن آشنایی با مطالبی است که قرار است بخوانید.
تکنیک scannig: همان است که در آن به دنبال اطلاعات خاص هستند. برای انجام این تکنیک، از بالای صفحه شروع کرده و سپس به سمت پایین چشمان خود را حرکت دهید. به طور کل این تکینک بسیار مفید است مخصوصا هنگامی که به دنبال پیدا کردن جواب یک سؤال هستید. این گونه تکنیک ها مهم ترین مهارت در خواندن هر نوع متن ادبی است. این مهارت شامل خواندن تنها کلمات چاپی نیست بلکه مستلزم ایجاد حساسیت و داشتن درک کامل از تفاوت های ظریف و معنایی زبان است.
تمریناتی که با هدف آموزش مهارت ها است، نیاز به مطالعه دقیق دارد و می تواند در دسته بندی های مختلفی براساس نیاز و خواست شما از متن، تقسیم بندی شود.
قسمت اول تمرینات شامل آشنایی دانش آموزان با عنوان و تیتر است. توسعه مهارت های پیش بینی و ایجاد انتظارات در متنی که در حال خواندن آن هستند.
فعالیت های پیش خوانی به خواننده اجازه می دهد تا هر آنچه را که ممکن است بعدا در متن بخواند، پیش بینی کند و حتی گاهی ممکن است چیزهای غیر محتمل را پیش بینی کند.
در تمرینات قبل از خواندن یعنی همان skimming، دانش آموزان باید حتما قبل از خواندن کامل متن، اول سؤالات و مواردی را که آمده است را کامل بخوانند؛ این کار به آنها کمک می کند که هم کلیت مطلب و موضوع متن را بفهمند و هم اینکه بداند چه چیزهایی در متن مهم هستند و تمرکز خود را وری آن قرار دهند.
بخش دیگر تمرینات scanning است، که به اطلاعات خاص می پردازد. آنها اطلاعات مورد نیاز را از متن استخراج می کند برای این کار می توانند تنها پاراگراف اول و آخر را بخوانند و حدس بزنند متن در چه موردی است و با این کار شاید بتوانند به تعدادی از سؤالات درک مطلب پاسخ دهند. این سؤالات معمولا مطالبی جمع و جور از متن از شما می خواهند.
مثلا مهمترین جمله در پاراگراف اول چه بود؟
یا مثلا از شما می خواهد که نگرش خود را در رابطه با متن بگویید.
مهمترین کلمه در پاراگراف سوم چیست؟
مترادف کلمه ای که بلد شده است، در کدام پاراگراف آمده است؟
سؤالاتی از این دست که اگر تکنیک هایی که در بالا ذکر شد را به درستی یاد گرفته باشید، می توانید به راحتی به سؤالات درک مطلب هر متنی پاسخ بگویید.
آموزش رایگان زبان انگلیسی در تهران
نحوه ی تست زنی در کنکور
چگونه در ریدینگ آیلتس موفق شویم؟
[caption id="attachment_3179" align="aligncenter" width="613"] شرمساری دوست شماست[/caption]
گاهی اوقات می توان گفت که ترس ها دوست ما هستند چرا که شما را به سمت هر انچه که برای شما مهم است سوق می دهند و به شما انگیزه ای می دهند تا شانس خود را امتحان کنید و حتی گاهی غم و اندوه هم می توانند دوستان خوبی برای شما باشند زیرا به شما نشان خواهد داد که نگران چه چیزهایی هستید و قدر هر آنچه را که دارید بدانید. اما امروز می خواهیم در این باره که خجالت و شرمساری دوست شماست و شرمساری چگونه می تواند دوست شما باشد صحبت کنیم.
[caption id="attachment_3176" align="alignleft" width="511"] شرمساری دوست شماست[/caption]
خجالتی بودن به شما می گوید که شما چه باوری درباره خود دارید؟ و اینکه آسیب پذیری های شما چیست؟ همه ما نقاط ضعفی داریم و بهتر از هر کس دیگری از آن باخبریم. به قول روزولت" هیچکس نمی تواند به شما احساس حقارت بدهد مگر اینکه خودتان بخواهید."
وقتی احساس شرمساری می کنید ناخودآگاه به آنچه که در مورد شما گفته می شود ایمان دارید. مثلا اگر کسی به شما بگوید احمق اصلا به آن اهمیت نمی دهید زیرا یک مدرک عالی دکترا ا بهترین دانشگاه دارید و اصلا برای تان مهم نیست دیگران چه می گویند زیرا کاملا به خود ایمان دارید. اما اگر به شما بگویند زشت ممکن است خیلی راحت باور کنید زیرا وقتی که یک بچه بودید این را حس را دذرمورد خود داشتید و دیگران هم این را به شما القا کرده بودند. در واقع وقتی کسی به شما توهین می کند و شما ناراحت می شوید به این معناست که بخشی از وجود ناخودآگاه شما از این توهین آگاه است و آن را درباره خود پذیرفته است و با اشاره کردن به آن بخش، شما احساس ناراحتی و شرمساری می کنید.
خجالتی بودن منیّت را از شما می گیرد. وقتی شما کاری می کنید که به خود و دیگران آسیب می زنید؛ احساس شرم دارید. تمامی این کارها ارزش های شما را نقض می کنند و احساس شرم به شما کمک می کند تا بدانید آن ارزش ها چه چیزهایی هستند و آن احساس شرم پاسخ ذهن ناخودآگاه ما به ارزش های آسیب خورده مان است. همانطور که درد در اثر واکنش بدن ما بر اثر ضربه ای است که به آن وارد شده است.
خیلی مواقع ممکن است کاری بی شرمانه انجام دهید و یا به کسی ظلم کنید و بعد از آن پشیمان شده و شرمگین باشید این ها شانه های خوبی است این نوع عذاب وجدان ارزش های شما را برایتان برجسته تر می کند. مثلا هیچ انسانی از اینکه نمی تواند پرواز کند شرمنده نیست اما ممکن است از اینکه پولدار نیست و یا راه پولدار شدن را نمی داند خجالت زده شود. با همین بخش از خجالت زدگی می توانید خود را ارتقا دهید.
این راهنمای ارزشمندی است که در روبرو شدن با هر گونه چالشی با شما همراه است؛ پس آن از دست ندهید! شما توانایی گذراندن اوقات سخت را دارید. بعضی اوقات شما فقط به تقویت انگیزه و مانند این نیاز دارید.
چگونه خجالتی نباشیم؟
بهترین راه خجالتی نبودن چیست؟
راه های دور شدن از استرس
چگونه در یک جمع خجالتی نباشیم
شما از چه چیزهایی می ترسید؟ آیا تاکنون سعی کرده اید بر آنها غلبه کنید؟ متاسفانه و یا خوشبختانه ترس ها یاد گرفته می شوند و بخش ذاتی وجودی ما انسان ها نیست و می توان یاد گرفت آن ها را از خود دور کنیم. چگونه بر ترس های خود غلبه کنیم شاید سؤالی باشد که ذهن بسیاری از ما را به خود مشغول کرده باشد.
رایج ترین ترس هایی که ما تجربه می کنیم، اغلب ترس از شکست، فقر و از دست دادن پول است. این ترس ها باعث می شود افراد از هرگونه ریسکی خودداری کنند و در صورت ارائه و پیشنهاد موقعیتی به آنها فرصتی را از بین ببرند. آنها آنقدر از شکست می ترسند که تقریباً فلج می شوند و احتمال هر موفقیتی را از خود می گیرند.
ترس های بسیار دیگری وجود دارند که در خوشبختی ما دخالت می کنند:
ترس از دست دادن عشق
ترس از دست دادن شغل و امنیت مالی
ترس از تمسخر دیگران
ترس از دست دادن احترام نزد دیگران
و بسیاری ترس های دیگر که ما در اینجا راه هایی را برای لبه بر این ترس ها به شما ارائه می کنیم.
متداول ترین واکنش در شرایط ترس، نگرش "من نمی توانم!" است.
این ترس از عدم موفقیت است که ما را از انجام عملی متوقف می کند. این امر از نظر جسمی با شروع در گودال معده شما تجربه می شود.
وقتی واقعاً می ترسیم، دهان و گلویمان خشک می شود، قلب ما شروع به تپش می کند. بعضی اوقات کم عمق نفس می کشیم و معده ما انگار قفل می شود.
همه این ها جلوه های جسمی الگوی عادت منفی بازدارنده است، که همه ما گاه به گاه از آن تجربه می کنیم.
ادامه این مطلب اینجا هست.
بیشتر کودکان استرس و اضطراب را با درجات مختلف در زندگی خود تجربه کرده اند و این ما هستیم که به عنوان بزرگتر باید به آنان در کنترل و مدیریت آن، به آن ها کمک کنیم. می توانیم محیطی شاد و صمیمی برای کودکان ایجاد کنیم و با رشد بیشتر آن ها، نحوه ی مدیریت این حس را به آن ها آموزش دهیم. چگونه استرس را در کودکان خود کاهش دهیم این بحثی است که امروز به آن در این مقاله می پردازیم و می تواند دغدغه ی خیلی از والدین این نسل باشد.
زمانی را به کودکان خود اختصاص دهید و با آن ها صحبت کنید. آنان را وادار به حرف زدن نکنید همین که کنار آن ها هستید؛ یعنی مایلید در زمانی آن ها می خواهند کنارشان باشید و به حرف هایشان گوش دهید. اما برای سر صحبت باز کردن می توانید از آن ها بپرسید: "چه خبرا؟ چیزی هست بخوایی بگی؟"
سعی کنید در دروان کودکی آن ها، زمانی را به بازی کردن با آن ها اختصاص دهید و به آن ها یاد بدهید که ساعت های صرف غذا بهتر است با خانواده باشند.
به آنان یاد بدهید که احساسات خود را بروز دهند وقتی فرزند شما ابراز نگرانی و یا اضطراب می کند از او بپرسید که چه کمکی از عهده شما بر می آید و چرا این حس به او دست داده است؟ یا از او بخواهید در مورد نگرانی ها و ترس هایش با شما صحبت کند.
از کودک خود بخواهید با شما قدم بزند اگر دیدید که استرس دارد. می توانید تمرینات ساده تنفسی را هم به آنان یاد بدهید. مثلا 4 ثانیه دم، 4 ثانیه حبس نفس و 4 ثانیه بازدم را انجام دهد تا بتواند استرس خود را کاهش دهد.
ادامه مطلب را از اینجا بخوانید
هیچ کس با اعتماد به نفس بی حد و حصر به دنیا نمی آید. اگر به نظر می رسد شخصی اعتماد به نفس باورنکردنی دارد؛ این امر به این دلیل است که او سال ها در ساخت آن کار کرده است. اعتماد به نفس چیزی است که شما باید آن را بیاموزید و آن را بسازید زیرا دنیای چالش برانگیز تجارت و زندگی به طور کلی می تواند به راحتی آن را از بین ببرد. مقاله 10 راه افزایش اعتماد به نفس می تواند به شما کمک کند تا با چالش های خود بهتر و مؤثرتر کنار بیایید.
به طور مثال یک مصاحبه و یا در جمع صحبت کردن در یک جمع می تواند، به راحتی اعتماد به نفس شما را بگیرد در صورتی که یک بازخورد منفی بگیرید و اما عکس این قضیه هم صدق می کند؛ یعنی گرفتن یک سری اظهار نظرهای مثبت در مورد خودمان می تواند به راحتی اعتماد به نفس ما را بالا ببرد پس می بیند خیلی راحت می توان اعتماد به نفس خود را دچار نوسان کنیم و همه این موراد به محیط اطراف شما برمی گردد.
هرآنچه را که ذهن تصور کند و به آن باور داشته باشد، می تواند به آن دست یابد. تجسم، تکنیک دیدن تصویری از خود است که می توانیم به آن افتخار کنیم. وقتی با اعتماد به نفس پایین می جنگیم، در واقع داریم با تصویر غلطی که سال ها از خود داشته ایم می جنگیم و مبارزه می کنیم. تمرین تجسم خلاق را برای رسیدن به اهداف خود انجام دهید.
تأیید کردن ابزارهای قدرتمندی هستند که به ما امکان می دهد که یک سری باورهای مطلوب را به خود نسبت دهیم. ما اغلب براساس تصویری که از خود داریم؛ رفتار می کنیم پس با ترفند ایجاد تغییر پایدار در تصور خود می توانیم عملکرد خود را نیز تغییر دهیم.
تأییدکننده ها جملات مثبت و متعالی دهنده ای هستند که ما می توانیم به خودمان بگوییم. و وقتی این جملات با صدای بلند گفته شود تأثیر بیشتری دارد و مؤثرتر است زیرا ما هر آنچه را که به خود می گوییم کم کم به آن هم باور خواهیم کرد. مثلا اگر از ظاهر خود بیزارید و یا از آن فراری هستید؛ وقتی در آینه به خود نگاه می کنید سعی کنید خود را ستایش کنید و جملات مثبت به خود بگوئید.
اگر می خواهید جملاتی که به خودتان می گویید تأثیر بیشتری داشته باشد؛ حتما آن ها را به صورت سؤالی مطرح کنید. مثلا به جای اینکه بگویید من در این معامله خوب عمل کردم؛ از خود بپرسید چرا من در انجام معملات خیلی خوب عمل می کنم؟ با این سؤال مغز ما شروع به مخابره کردن جواب می کند بدون اینکه ببیند سؤالی که مطرح شده معتبر است یا نه.
اکر شما از موقغیت ها و یا یک سری چیزها می ترسید، مطمئن باشید بقیه افراد دنیا هم همینطور هستند. پس خود را مقایسه نکنید و دست کم نگیرید. بهترین راه غلبه بر ترس و افزایش اعتماد به نفس، روبرو شدن با ترس هایتان است. پس از منطقه راحتی خود خارح شوید و با ترس هایتان روبرو شوید.
شما سال هاست که خود را مورد انتقاد قرار داده اید؛ اما تأثیری نداشته است؛ پس حالا کاری متفاوت انجام دهید و خود را تشویق کنید و به خود اعتماد به نفس بدهید. و ببنید چه اتفاقی می افتد. بسیاری از اظهار نظرهایی که درباره خود می کنید به دلیل وجود یک منقد درونی فعال و منفی نگر است .
راهکارهایی مانند رفتار درمانی شناختی به شما كمك می كند تا از منتقد درونی خود سوال كنید و به دنبال شواهدی برای حمایت یا انكار چیزهایی باشید كه منتقد درونی به شما می گوید. به عنوان مثال، اگر فکر می کنید که شما یک شکست خورده هستید، از خود بپرسید ، "چه شواهدی وجود دارد که من را یک شکست خورده می داند؟" و "چه شواهدی وجود دارد که این عقیده را انکار کند؟ "
در هر فرصتی به خود پاداش بدهید. به قول مارک تواین انسان بدون این پاداش هایی که خودش به خودش می دهد نمی تواند زنده باشد.
جیا جینگ به مدت 100 روز از مردم می خواست که کارهای دیوانه وار انجام دهند و هر بار مردم درخواست او را رد می کردند و او عادت کرد که شنیدن نه. او هدفش افزایش اعتماد به نفس خود بود تا با نه شنیدن مردم ناراحت نشود.
دنیس ویتلی می گوید: برای ایجاد اعتماد به نفس باید بر موفقیت های خود متمرکز شویم و نقاط منفی و شکست های خود را فراموش کنیم. افراد با قرار دادن اهداف سخت در زندگی خود، و بدون اینکه توانایی ها خود را در نظر بگیرند، اعتماد به نفس را در خود کاهش می دهند. وقتی موقعیتی موفقیت آمیز را برای خود تعیین می کنید و به آن می رسید کاملا احساس غرور و اعتماد به نفس می کنید. پس، از گام های کوچک شروع کنید و برای رسیدن به آن ها تلاش کنید و خود را تصشویق نمایید و با تهیه یک چک لیست با رسیدن به هر هدف می توانید بفهمید که چه دستاوردهایی داشته اید.
با کمک کردن به دیگران هم در ما حس خوبی ایجاد می شود هم با تشکر افراد از ما، اعتماد به نفس در ما افزایش پیدا می کند. یا مثلا برای آموزش دادن هر آنچه بلد هستید داوطلب شوید این کار می تواند اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.
مراقبت از خود به هیچ عنوان به معنای خودخواهانه عمل کردن نیست. اعتماد به نفس به ترکیبی از سلامت جسمی، سلامت عاطفی و سلامت اجتماعی گفته می شود و اگر از بدن خود متنفر باشید یا دائم کم انرژی باشید، احساس خوب در مورد خودتان نخواهید داشت. با داشتن عادت های درست تغذیه و ورزش کردن به طور منظم، و پوشیدن لباس های مناسب می توانید اعتماد به نفس را در خود افزایش دهید.
مرزهای شخصی ایجاد کنید:
اجازه ندهید دگبرنا با حرف هایشان به شما آزاری برسانند و هیچ تعریفی از چیزهایی مانند زیبایی، خوشبختی و . را از دیگران قبول نکنید؛ بلکه خودتان برای خودتان تعریف متفاوتی داشته باشید.
به دیگران بیاموزید که حد و حدود شما را بشناسند و از کنترل کردن شما دست بردارند.
از مقایسه کردن خود با دیگران دست بردارید هیچ کس از شما کمتر و یا بیشتر نیست بلکه این منحصر به فرد بودن شماست که شما رامتفاوت می کند.
با سایر مطالب استاد مرتضی جاوید همراه ما باشید.
یادگیری قسمت های مختلفی دارد که در اینجا استاد مرتضی جاوید آن را بیان می کند.یک قسمت یادگیری درک و فهمیدن است و بحث بعدی بحث حافظه، به خاطر سپاری و یادآوری آن است. این دو را باید کاملا از هم جدا کرد. اینکه ما یک مطلبی را درک می کنیم دلیل بر این نیست که در حافظه ما بنشیند همانطور که اگر مطلبی به حافظه بسپاریم دلیل بر درک آن موضوع نیست.
در مقوله ی درک باید یک مطلب را خواند و فهمید و زمانی که ما یک مطلب را درک می کنیم نباید دغدغه ی حفظ و به خاطر سپاری اطلاعات را داشته باشیم چون در این صورت تونایی مغز تقسیم می شود؛ انرژی افت می کند و هیچ گدام از مقوله ها (حفظ و درک) درست صورت نمی پذیرد. زیرا با این کار دچار وسواس های مطالعه می شویم و در طول مطالعه بارها متن را می خوانیم که فراموش نکرده باشیم. پس برای درک یک متن باید ابتدا دل و روده یک متن را بیرون ریخت یعنی کلید یابی کرد و نکات مهم را در نطر گرفت و دور نکات مهم خط می کشیم و یادداشت برداری می کنیم و نکات مطالعه مؤثر را رعایت می کنیم.
(می توانید در این قسمت در مورد یادداشت برداری و اصول مطالعه مؤثر را مطالعه فرمائید.)
پس از انجام این کار به یادداشت ها و کلیدهایمان بر می گردیم و آن ها مرتب و دسته بندی می کنیم؛ مثلا به صورت شبکه ای،mind map و . این کار کمک می کند تا بهتر اطلاعات را به خاطره بسپاریم و با یک نگاه به آن ها می توانیم به راحتی به یاد بیاوریم که مطلب در چه مورد بود.
پس تا اینجا فهمیدیم که درک مطلب و به خاطر سپاری آن دو مقوله جداگانه است که ما باید به صورت جدا جدا به آن بپردازیم.
اما تمام این مسائل و مقدمات را چیدیم که به بحث زبان برسیم. به این معنا که وقتی ما در بحث مکالمه در حال یادگیری یک قالب هستیم (همانطور که می دانید روش استاد مرتضی جاوید قالبی است و نیازی به سواد و گرامر و هوش و استداد و این موارد ندارد.) در این بحث اول مبحث درک مهم است. مثلا یک قالبی را پیدا کرده و شروع به جمله سازی می کنیم:
مثلا برای پرسیدن سؤال از کسی می توانیم از عبارت shall I استفاده کنید که به عنوان قالب است و امکان ساختن هزاران جمله را دارد.
?shall i study
?shall i open the door
?shall i sleep
?shall i come
?shall i write
و هزاران مدل دیگر در نوشتن جملات و قالب ها که می توان با همین یک عبارت ساخت. در این جاست که درک کردن اتفاق می افتد و خیلی راحت می توانید این قالب ها را درک کنید و البته نا گفته نماند که حافظه هم فعال می شود و می بینیم که خیلی راحت تر می توان آن ها را یاد گرفت و به حافظه سپرد.
پس ما مرحله اول یعنی درک مطلب را پشت سر گذاشتیم اما تنها این درک ضامن ماندگاری نیست. اما برای این که این اطلاعات را فراموش نکنیم باید آن ها را مرور کنیم و راهکارهای حافظه را به کار بگیریم. یکی از همین متدها مرور مطالب است که یک سیکل مشخص دارد و باید آن ها را به صورت یک روز بعد،سه روز بعد، ده روز بعد و یک ماه بعد و چهار ماه بعد آن ها را مرور کنیم.
اما گاهی ما حتی با مرور مطالب هم باز در یادآوری مطالب مشکل داریم و مطالب از ذهن ما می پرد می توان از تکنیک ها دیگری استفاده کرد. مثلا متد ضبط کردن. به این ترتیب که مثلا یک مطلب را بخوانیم و زمانی که میخوانیم صدای خود را ضبط کنیم و این کار را در زمان مرور انجام می دهیم نه در هنگام یادگیری. این کار معجزه می کند البته این یک راه حل نهایی است و برای کسانی است که حافظه خیلی خیلی ضعیفی دارند.
اما تمامی این تکنیک ها و صدها تکینک دیگر در پکیج های حافظه ی استاد مرتضی جاوید موجود است و می توانید با تهیه آن ها کاملا خود و حافظه خود را گارانتی کنید.
اکثر مردم از کلمات اعتماد به نفس و عزت نفس به جای هم و به صورت متناوب استفاده می کنند اما بسیار مهم است که بین آن ها تفاوت قائل شویم. مهمترین تفاوت بین اعتماد به نفس و عزت نفس یکی از مهمترین مباحثی است که افراد بسیاری آن را مطرح می کنند و ما در اینجا خیلی خلاصه وار برای شما تفاوت این دو را توضیح خواهیم داد.
در این عبارت به راحتی می توانید جای عزت را با تایید کردن عوض کنید. وقتی به کسی احترام بالایی می گذارید؛ در واقع به این معناست که او را تایید می کنید. اگر شما هم عزت نفس بالایی داشته باشید؛ در واقع خود را تایید می کنید.
بسیاری از مردم به خاطر عدم رضایت از خود عزت نفس بالایی ندارند و تصور می کنند به اندازه کافی خوب نیستند. اگر عزت نفس پایینی دارید، راه حل این است که در شناخت ارزش خود تلاش کنید تا خود را قابل قبول و ارزشمند بدانید.
اعتماد به نفس به یقین و اطمینان بر می گردد. وقتی اعتماد به نفس دارید؛ معتقید که توانایی انجام آن کار را دارید. مثلا مطمئنید که می توانید اسب سواری کنید و یا مراقب حساب و کتاب مالی خود باشید. با این وحود، درحالی که به خود اطمینان دارید که می توانید اکثر کارهای روزمره خود را انجام دهید؛ ممکن است در مورد انجام کارهای دیگر مثل سخنرانی در یک جمع و یا کارهایی از این دست اعتماد به نفس کافی را نداشته باشید. بنابراین بسته به شرایط اعتماد به نفس شما دچار نوسان می شود. برای افزایش اعتماد به نفس خود باید از منطقه امن خود خارج شوید؛ و به خود اطمینان دهید که توانایی های شما بیش از تصور شماست.
ادامه مطلب را در این قسمت مطالعه فرمائید.
9 راهکار برای کارآمدتر شدن در محل کار محل کار و تاثیراتی که بر ما و رشد فردی ما دارد غیر قابل توصیف است به شرطی که کمی هوشیار باشیم و بدانیم که کجای کارمان می لنگد. محیط کار و چالش های آن انسان را بزرگ می کند و به او توانایی حل مسئله می دهد. اما گاهی علاوه بر رسد کردن فردی و شخصیتی- به دلیل کمال طلب بودن- که یک امر ذاتی در هر فردی است؛ ما می خواهیم بهتر و عالی تر از بقیه باشیم اما برای این بهتر و کارامد تر بودن چه راه کارهایی وجود دارد؟ 9 راهکار برای کارآمدتر شدن در محل کار، و این دقیقا عنوان مقاله ما برای شماست. پس در ادامه با ما همراه باشید در این مقاله به شما 9 راهکار برای کارآمدتر شدن در محل کار معرفی می کنیم که در عین سادگی می تواند به شما کمک شایانی کند. پس با ما همراه باشید. این را به یاد داشته باشید که همیشه هوشمند بودن به معنای سخت کار کردن نیست. ما انسان ها ساخته ی عادت هایمان هستیم؛ وقتی به انجام کاری غادت می کنیم می توانیم آن را بدون فکر کردن انجام دهیم زیرا دیگر نیاز به فکر کردن نداریم. صرف نظر از اینکه شغل و مشغولیت روزانه شما چیست؛ ممکن است همیشه احساس کنید کارهایتان عقب افتاده و به آن ها نرسیده اید و دائما از این بابت نگران و ناراحت هستید؛ و این امر 100 درصد برای سلامتی شما خوب نیست. پس چاره چیست؟ آیا باید روزها بیشتر از 24 ساعت باشد یا اینکه شما باید بیشتر کار کنید؟ تحقیقات انجام شده برای تعیین کمیت رابطه بین ساعات کار و بهره وری نشان داده که بازده کارکنان پس از یک هفته کار 50 ساعته به شدت کاهش می یابد و بعد از 55 ساعت انگار انرژی و نیروی آن ها افت می کند و انگار که از یک صخره سقوط می کنند. طبق مطالعه ای که سال گذشته توسط جان پنساول از دانشگاه استنفورد منتشر شده است، کسی که در هفته 70 ساعت وقت کار کردن می کند؛ در واقع تنها 15 ساعت کار مفید توانسته انجام دهد. به جای کار بیشتر انجام دادن، فقط بر روی موارد مهم تمرکز کنید و این 9 راهکار برای کارآمد شدن در محل کار را دنبال کنید و بهترین شوید: ( اگر می خواهید در محل کار اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید این مقاله را بخوانید). اضافات را بردارید: تصور کنید امروز پروژه ای را به شما برای انجام داده اند؛ طبیعتا ذهن شما در حال جنگیدن برای رقابت بین هزاران فکر است و این که باید کار را به موقع ارائه دهید، در این جا باید لیستی از کارهای حجیم و عمده ی خود را بنویسید. مشکلی که در این نوع لیست کارها وجود دارد این است که خارج از توان شماست و مانع از تولیدکنندگی شما می شوند و همین حجم زیاد کار شما را مجبور می کند در یک زمان چندین کار را با هم انجام دهید و انرژی خود را بر روی کارهای حاشیه ای و بی اهمیت بگذارید. به جای این کار، زمان خود را تنها بر روی 3 یا 4 کار مهم و چالش برانگی بگذارید و به این ترتیب حجم لیست کاری شما کاهش می یابد سعی کنید از بین این چند کار مهم هم اولیوت بندی کنید و تنهها بر روی یکی از ان ها تمرکز کنید و به این ترتیب احساس اضطراب کمتری به شما دست می دهد. نتایجی را بسنجید نه زمان خود را: وقتی صحبت از بهره وری می شود ما اغلب ذهن مان به این سمت سوق داده می شود که چقدر طول می کشد تا آن را انجام دهیم در صورتی که ما باید نگاه کنیم برای کار به خصوصی چقدر تلاش کردیم و به کجا رسانده ایم؟ مثلا تصور کنیدکه شما 4 ساعت را برای یک وبلاگ 1000 کلمه ای صرف کرده اید اما اگر آن را به قسمت های کوچکتر مثلا 200 کلمه ای تقسیم می کردید؛ می توانستید قالب بندی بهتر و استانداردتری را برای ان انتخاب کنید و یا چند تصویر برای آن ادیت و طراحی کنید و یا سر فصل ها و عنوان زیبا پس از کلی فکر کردن برای آن ها بزنید میبینید که نتیجه کار چقدر خوب و رضایت بخش است و شما هم خسته نشده اید. براساس تحقیقات تمرکز بر روی حضور جسمی و انجام میزان ساعت های یک کار؛منجر به ناکارآمدی و اضطراب می شود. این که خود را مجبور به نشستن پشت میز خود کنید تا زمانی که یک فکر و ایده به فکر شما خطور کند می تواند باعث چند عامل شود : خستگی مغز : از بین رفتن خلاقیت و ایده پردازی: زیرا این دو مورد به طور ناگهانی و در زمانی که به آن فکر نمی کنید به شما الهام می شود نه لزوما در پشت میز. وقتی بیش از حد توان و زمان خود برای کاری وقت می گذارید کم کم از ان متنفر می شوید. یکی از کارهایی که می توانید جهت ارزیابی میزان نتایج نه میزان زمان برای انجام یک کار؛ انجام دهید این است که در پایان روز و یا در بین روز لیستی از کارهایی را که انجام داده اید را بنویسید با این لیست انگیزه و تمرکز شما را افزایش می دهد زیرا این لیست دستاوردهای شما را نشان می دهد. زیرا به شما کمک می کند تا روز خود را با همین دستاوردهای حتی کوچک اما مهم جشن بگیرید و برنامه ریزی مؤثرتری برای رشد خود انجام دهید. تعدیل نگرش داشته باشید: ما وقتی نگرشی مثبت به اطراف و کارهای خود داریم؛ کارآمدتر خواهیم بود. افراد با نگرش مثبت همیشه ابتکار عمل را به دست می گیرند و و هر گاه نیاز باشد به همکاران خود کمک می کنند و اگر جایی نیاز باشد و او مریض باشد به جای او کارها را انجام می دهند؛ آن ها سعی می کنند همه کارها را درنهایت استاندارد و درستی خود انجام دهند. این افراد هیچ گاه به کارهای خود نمی گویند که خیلی خوب است زیرا همیشه به دنبال بهتر شدن هستند. علاوه بر این، یک نگرش خوب در محل کار به شما کمک می کند تا استانداردهای مربوط به کار خود را تعیین کنید، اطمینان حاصل کنید که مسئولیت خود را به عهده می گیرید ، و تصمیم هایی را خواهید گرفت که براساس شهو شما خواهند بود. "این ویژگی قابل تحسین در بسیاری از سازمان ها سخت است.اما باید نشان دهید که در کار خود نهایت صداقت و کارآیی را دازید و تمام سعی شما بر بهتر شدن و بهتر انجام دادن کارهاست. ارتباط، ارتباط، ارتباط صرف نظر از این که کار شما آزادو یا کارمندی است، مواقعی وجود خواهد داشت که مجبور شوید با دیگران کار کنید. به همین دلیل، شما باید مهارت های ارتباطی و همکاری خود را تقویت کنید. هنگام انجام کار، کارهای غیرضروری را حذف کرده و وقت خود را برای رفع هرگونه سوء تفاهم تلف نکنید. می توانید با افزایش مهارت های گوش دادن خود را در یک ارتباط فعال نگه دارید. به عنوان مثال، هنگام تهیه ایمیل، آن را کوتاه بنویسید زیرا اطلاعات زیاد و بیهوده تنها گیرنده را گیج تر می کند. کارهای رویتن خود را افزایش دهید: آیا می خواهید به راز انجام کار بیشتر در کمترین زمان پی برید؟ تعداد تصمیمات خود را برای یک روز کاهش دهید. تنها راز این است که کارها اتوماتیک تر کنید و به این ترتیب انرژی کمتری از شما گرفته خواهد شد. به عبارت دیگر با ایجاد عادت ها دیگر مجبور نیستید هر روز تصمیم تازه ای بگیرید همین امر انرژی شما را حفظ می کند. چند کار را همزمان انجام ندهید: در واقع انسان ها قادر به انجام چند کار با هم نیستند. در چنین شرایطی به جای تمرکز بر روی یک کار و انجام درست آن ما تمرکز خود را بر روی چندین کار می گذاریم و حواس خود را از یک کار به کار دیگر منتقل می کنیم و در چنین شرایطی مغز دچار مشکل می شود. پس هر گاه که حواستان پرت شد نفس عمیقی بکشید به مار خود برگردید و آن را به اتمام برسانید و سپس به سراغ یک کار دبگر بروید. استرس خود را کاهش دهید: از آنجا که استرس می تواند باعث مشکلات جسمی، عاطفی و رفتاری شود و می تواند هب راحتی سلامت ، انرژی ، رفاه و هوشیاری شما را تحت تأثیر قرار دهد - جای تعجب نیست که مانع از عملکرد شغلی شما می شود. خبر خوب این است که شما ممکن است بتوانید استرس محیط کار را تسکین دهید. به گفته انجمن روانشناسی آمریکا ، "مؤثرترین راهکارهای کاهش استرس، ورزش یا بازی، دعا یا حضور در یک مراسم مذهبی، خواندن و گوش دادن به موسیقی، گذراندن وقت با دوستان یا خانواده، گرفتن ماساژ، بیرون رفتن برای پیاده روی است. مدیتیشن یا انجام یوگا و گذراندن وقت با یک سرگرمی خلاقانه می تواند کمک مضاعفی به شما بکند. و البته مواردی که می تواند باعث افزایش استرس شما شود پرخوری، دیر و نا مرتب خوابیدن، سیگار و این قبیل کارها تنها کار را برای شما سخت تر می کنند. یک راهکار خوب دیگری که می توان برای مدیریت و کنترل استری به کار برد این است که از شب قبل کارهای روزانه خود را بنویسید این کار به شما اعتماد به نفس کافی برای شروع روزتان را می دهد. مقالاتی که ممکن است به آن علاقه مند باشید: افزایش مدیریت زمان در محل کار تأثیر شادی در داشتن موفقیت کارهایی را انجام دهید که از آن ها لذت می برید: همه به اندازه کافی ممتاز نیستند که آنچه را برای زندگی خود دوست دارند انجام دهند. حتی اگر در حال تعقیب رویاهای خود باشید و به دنبال شور و اشتیاق خود باشید ، هنوز وظایفی وجود خواهد داشت که به آنها علاقه ای ندارید. در هر صورت ، بیشتر روی کارهایی تمرکز کنید که در واقع از انجام آن لذت می برید. به عنوان مثال ، اگر شما یک سرآشپز هستید ، پس آشکارا عاشق آشپزی هستید. به جای گذراندن روزهای خود در انجام کارهای اداری ، برون سپاری کنید یا آن کارها را به آنها واگذار کنید تا بتوانید زمان بیشتری را در آشپزخانه یا بازار بگذرانید تا مواد تازه پیدا کنید. وقتی این کار را انجام دهید ، احساس تحقق ، الهام بخش ، چالش و تولید بیشتر خواهید کرد. چگونه در محیط های کاری موفق باشیم موفقیت در محیط کار شاد بودن در محیط کار چگونه در محیط کار بهترین باشیم؟
[caption id="attachment_4513" align="aligncenter" width="655"] نقش محیط کار در آرامش و موفقیت[/caption]
ما بیشتر اوقات و ساعات زندگی خود را در محیط های کاری و در جمع همکاران هستیم؛ در واقع بیشتر وقت خود را با آنان می گذرانیم خیلی وقت ها پیش می آید که ما از محیط کار خود و از جو همکاران ناراضی و ناخرسند هستیم همین امر روحیه ما را هم خراب می کند. اما چگونه می توانیم این محیط ها را برای خود بهتر و مناسب تر نماییم ما در اینجا راهکارهایی را از استاد مرتضی جاوید بیان می کنیم. پس نقش محیط کار در آرامش و موفقیت می تواند بسیار زیاد باشد
چطور می توان از محیط زندگی و کارمان برای رسیدن به موفقیت و آرامش بیشتر بهره ببریم؟
محیط اختیاری:
یعنی ما در انتخاب آن ها اختیار داریم.
محیط های اجباری:
محیط هایی که ما در انتخاب آن ها نقشی نداریم و ناچاریم مدتی آن ها را تحمل کنیم و در ان ها حضور داشته باشیم.
اگر محیط، اختیاری است - محیط دوستان، محیط ورزشی، محیط مدرسه و یا محیط تفریحات- در این گونه محیط ها نقش ما کاملا مشخص است، باید از فیلتر شادی ها، موفقیت ها و . آن ها را عبور دهم اگر محیطی است که مدام موسیقی ها منفی پخش می شود و همه آه و ناله و شکست و گریه وجود دارد و دم از مسائل منفی و یا انحرافات مختلف وجود دارد، ما باید از این گونه محیط ها دوری کنیم تا این مسائل بر روی من تاثیر نگذارند. زیرا یکی از راه حل های که به ما کمک می کند تا ما از مسائل و اتفاقات و افکار منفی دور باشیم؛ این است که از آن مکان خود را فراری دهیم و بر عکس محیط هایی را انتخاب کنیم که ما را به سمت موفقیت می برد.
مثلا برای انتخاب یک باشگاه چندین جا را رصد کنیم و نوع موسیقی ها و نوع برخورد و نحوه ی کار مربیان را نگاه کنیم؛ اینکه چه جایی با انگیزه کار می کنند و یا آیا خنده رو و با انرژی هستند یا نه تنها هدفشان مسائل مادی است؟ پس نوع انرژی که در آنجا جریان دارد بسیار مهم است.
اما گاهی مجیط هایی را ما انتخاب نمی کنیم، مثلا در اداره ای مشغول به کار هستیم هم همکاران خیلی خوب داریم و هم همکارانی که ناجور هستند که اهل غیبت، دروغ، زیرآب زنی و . . در این گونه جاها ما دو راه داریم یا می توانیم مثل محیط های ناجور دست اول روابط خود را محدود کنیم و با افرادی که به من ارزش می دهند رفت و آمد می کنیم.
اما گاهی پیش می آید که افرادی که وارد محیط کاری ما می آید برخورد تندی با ما دارند و یا در نظر دارند که ما را از رده خارج کنند؛ برخورد ما با این گونه افراد باید به چه صورت باشد ما در ابن نقطه دو راه کار داریم:
اول این که به انسان های آرام و موفق آن مجموعه نگاهی بیندازیم و ببینیم چگونه با این افراد بدجنس برخورد می کنند و از آن ها الگو بگیریم.
راه بعدی این است که گاهی میبینیم یک عده در برخورد با افراد بد بسیار خوب عمل می کنند.
گاهی ما فکر می کنیم اگر در برابر رفتار بد دیگران و پرخاش ان ها جواب ندهیم به این معناست که سکوت نشانه رضایت است و به غرور ما بر می خورد و می خواهیم به آن ها جواب دهیم اما می توانیم از این دید هم به آن نگاه کنیم که جواب ابلهان خاموشی است.
بهتر است با خود فکر کنیم که اگر در چنین شرایطی باشیم و بشنویم کسی پشت سر ما حرف زده و یا اگر کسی به ما پرخاش کند؛ چه واکنشی نشان می دهیم؟
نکته پایانی این که در کل تمامی اصطکاک ها در زندگی مشترک در محیط کار و هر جایی که ما با کسی یا کسانی در ارتباط هستیم می خواهیم دیگران را تغییر دهیم؛ اما باید یادمان باشد تنها کسی که قابل تغییر است خودمانیم و تنها می توانیم افرادی را که در اطاف ما هستند را بپذیریم با تمام وجود. زیرا هر انسانی شرایط متفاوت و خصلت های متغییری دارند ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم افراد همان گونه رفتار کنند و یا همانگونه باشند که ما می خواهیم و باید بدانیم موفقیت و آرامش ما زمانی ارزشمند و زیبا است که در شرایط عادی به دست نیاید بلکه زمانی ارزشمند است که دیگران را همانطور که هستند بپذیریم و مدیریت کنیم.
برای درک دیگران باید مانند یک پرستار رفتار کنیم؛ تصور کنید در جایی داد و بیداد کسیب را می شنوید و می تواند شما را ناراحت کند و آزار دهد اما اگر این داد و بیداد در یک بیمارستان باشد و شما در نقش یک همراه بیمار و یا پرستار باشید باز هم همین حس را خواهید داشت؟ قطعا نه!!!
بلکه برای فرد دعای خیر خواهید کرد و طلب آرامش و شفا برایش دارید.
آرامش در محیط کار
چگونه در محیط کار شاد باشیم
چگونه در محیط کار موفق باشیم
راه های کسب موفقیت در زندگی
درباره این سایت